حتما سر بزنید
بر روی لینک کلیک کنید


برای ثبت نام نیاز به نام معرف دارین که به انگلیسی بنویسید
yadollahnejad

مــــــــرگ نـــــــرگس
وقتی نرگس مرد گلهای باغ همه ماتم گرفته و از جویبار خواهش کردند برای گریستن به آنها چند قطره آب وام دهد.
جویبار آهی کشید و گفت : به درجه ای نرگس را دوست می داشتم که اگر تمام آب های من به اشک مبدل شود و آنها را بر مرگ نرگس بپاشم باز کم است.
گل ها گفتند : راست میگوییی....
چگونه می توان با آن همه زیبایی نرگس را دوست نداشت.
جویبار پرسید : مگر نرگس زیبا بود؟؟؟
گل ها گفتند : تویی که نرگس غالبا خم شده صورت زیبای خود را در آب های شفاف تو تماشا مکرد باید بهتر از هر کس بدانی که نرگس زیبا بود.
جویبار گفت : من نرگس را برای این دوست داشتم که وقتی خم میشده و به من نگاه میکرد متوانستم زیبایی خود را در چشمان او تماشا کنم
(اسکار وایلد)
سلاااااااام
این ماشینه که می بینین مثلا ماشینه ماست.....
قشنگه نه.........میدونم!!!!!!!
البته از اولش انقدر قشنگ نبوداااااا.....
دیگه استعداد و خلاقیت چه کارا که نمیکنه ......
اینم بگم طرح اصلیش از تقدیره ماست......
ولی خوب اجرای طرحش از ما پسراست. مجریه خوبی بودیم نه......
مو لای درزش نمیره....![]()
باورتون میشه هیچکدوممون صدمه جدی ندیدیم هاااااااا
منی که خودم تو ماشین بودم باورم نمی شه چه برسه به شما......
چیه حتما تو دلت میگی خر شانسیم دیگه نه..؟؟؟
نه داداش ما خرمون از همون کرّگی دم نداشت البته یه ۲سانتی داشت ولی خوب هیچ کس بهش بها نمی داد دچار افسردگی شد بیچاره خرِ ما![]()
اینم بگم صدمات حاصله یه پای چپ شکسته بود که نصیب رانندمون شد یعنی برادر بنده![]()
در ضمن عرضم به خدمتتون که ایشون(رانندمونو میگم ) به عنوانه مهندس صنایع مدیریت اصلی اجرای طرح و نقش بهینه سازی میزان خسارت و صدمات وارده بر خودرو و سرنشینان آن را بر عهده داشت به نظر میرسه تو کارش موفق بود......؟؟؟؟
**** خدایا شکرت *****
**** خیلی باحالی *****
راستی یادم رفت......
یه وقت خواستین ماشین چپ کنین با ما تماس بگیرید
** ماشین چپ کنیه 5 کله پوک **
(لطفا میزانه خسارت هم ذکر شود ، هیچ گونه شکایت نسبت به میزانه خسارت وارده بعد از حادثه پذیرفته نمی شود. )
لطفا تقاضای نسیه نفرمایید حتی شما دوست گرامی

از بس کوچه ها تنگ است
ودیواراش از سنگ است
********
دوتایی رد شدن از کوچه ها
انگار حکم قطعی مرگ است
********
در این اوضاع سرتا سر پریشانی
حضور عشق در دلها چه پررنگ است
********
بدون این حیاتی کیمیای عمر
حتی لحظه ای هم زندگی ننگ است
********
به دل هامان چه مربوط است
که این دیوار ها سنگ است
********
و یا جنس هوای کوچه ها
از کینه در تنگ است
********
در این دوران که تنها سردی لبخند
نمایان بر لب مرگ است
********
دوتایی مردن و بی هم نمردن
در نگاه یک دل دیوانه چون فردا قشنگ است

دل از سنگ باید که از درد عشق
ننالد/خدایا/ دلم سنگ نیست
مرا عشق او چنگ اندوه ساخت
که جز غم در این چنگ اهنگ نیست
******
به لب جز سرود امیدم نبود
مرا بانگ این چنگ خاموش کرد
چنان دل به آهنگ او خو گرفت
که آهنگ خود فراموش کرد
******
نمی دانم این چنگی سرنوشت/
چه می خواهد از جان فرسوده ام؟
کجا می کشانندم این نغمه ها؟
که یک دم نخواهند آسوده ام
******
دل از این جهان بر گرفتم / دریغ
هنوزم به جان آتش عشق اوست
در این واپسین لحظه ی زندگی
هنوزم در این سینه یک آرزوست:
******
دلم کرده امشب هوای شراب
شرابی که از جان بر آرد خروش
شرابی که بینم در آن رقص مرگ
شرابی که هرگز نیایم به هوش
******
مگر وا رهم از غم عشق او
مگر نشنوم بانگ این چنگ را
همه زندگی نغمه ی ماتم است
نمی خواهم/ این ناخوش آهنگ را

آری اغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
********
من به پایان دگر نیا ندیشم
که همین دوست داشتن زیباست


تاريك سرنوشتم
فانوس من شكسته
******
عمر يه بغض سنگين
راه گلومو بسته
******
از شب به شب رسيدم
از كوچه ها به بنبست
******
اي ادماي سر خوش
جاي براي من هست......

آدمک آخر دنیاست بخند
آدمگ مرگ همینجاست بخند
*******
دست خطی که تورا عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
*******
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند
براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست.
لازم نيست آن را در قلبش فرو کني
يا گلويش را با آن بشکافي.
پرهايش را بزن...
خاطره پريدن با او کاري مي کند
که خودش را به اعماق دره ها پرت کند

لا لا.....لا لا
نخواب دنیا خسیسه
واسه کم آدمی خوب می نویسه
یکی لبهاش همیشه غرق خندست
یکی پلکاش تو خوابم خیس خیسه
کاش..........
کاش مي دانستي زندگي با همه ي وسعت خويش
محفل ساکت غم خوردن نيست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست
زندگي خوردن و خوابيدن نيست
*****
زندگي حس جاري شدن است
زندگي کوشش و راهي شدن است
از تماشاگر آغاز حيات
تا به جایی که خدا میداند
در خواب كتاب گذشته ام را باز كردم و روزهاي سپري شده عمرم را برگ
به برگ مرور كردم . به هر روزي كه نگاه مي كردم ، در كنارش دو جفت
جاي پا بود.يكي مال من و يكي مال خدا. جلوتر مي رفتم و روزهاي
سپري شده ام را ميديدم. خاطرات خوب، خاطرات بد، زيباييها، لبخندها ،
شيريني ها، مصيبت ها، ........... همه و همه را مي ديدم
اما ديدم در كنار بعضي برگها فقط يك جفت جاي پا است . نگاه كردم
همه سخت ترين روزهاي زندگي ام بودند . روزهايي همراه با تلخي ها
ترس ها، درد ها، بيچارگي ها ، تنهایی......
با ناراحتي به خدا گفتم: اول تو به من قول دادي كه هيچ گاه مرا تنها
نمي گذاري.هيچ وقت مرا به حال خود رها نمي كني و من با اين اعتماد
پذيرفتم كه زندگي كنم . چگونه ، چگونه در اين سخت ترين روزهاي زندگي....! توانستي مرا با رنج ها، مصيبت ها و دردمندي ها تنها رها كني؟ چگونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خداوند مهربانانه مرا نگاه كرد . لبخندي زد و گفت
:فرزندم! من به تو قول دادم كه همراهت خواهم بود. در شب و روز، در تلخي و شادي، درگرفتاري و خوشبختي
من به قول خود وفا كردم . هرگز تو را تنها نگذاشتمهرگز تو را رها نكردم
حتي براي لحظه اي
آن جاي پا كه در آن روزهاي سخت مي بيني، جاي پاي من است وقتی که تو را به دوش کشیده بوم
*خداااااا جونم دوست دارم*
تو لحظه هاي بي كسي سهم من از تو دوريه اگه صدام در نمياد دل تنيگو صبوريه





