
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمگ مرگ همینجاست بخند
*******
دست خطی که تورا عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
*******
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند
براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست.
لازم نيست آن را در قلبش فرو کني
يا گلويش را با آن بشکافي.
پرهايش را بزن...
خاطره پريدن با او کاري مي کند
که خودش را به اعماق دره ها پرت کند

لا لا.....لا لا
نخواب دنیا خسیسه
واسه کم آدمی خوب می نویسه
یکی لبهاش همیشه غرق خندست
یکی پلکاش تو خوابم خیس خیسه
کاش..........
کاش مي دانستي زندگي با همه ي وسعت خويش
محفل ساکت غم خوردن نيست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست
زندگي خوردن و خوابيدن نيست
*****
زندگي حس جاري شدن است
زندگي کوشش و راهي شدن است
از تماشاگر آغاز حيات
تا به جایی که خدا میداند
در خواب كتاب گذشته ام را باز كردم و روزهاي سپري شده عمرم را برگ
به برگ مرور كردم . به هر روزي كه نگاه مي كردم ، در كنارش دو جفت
جاي پا بود.يكي مال من و يكي مال خدا. جلوتر مي رفتم و روزهاي
سپري شده ام را ميديدم. خاطرات خوب، خاطرات بد، زيباييها، لبخندها ،
شيريني ها، مصيبت ها، ........... همه و همه را مي ديدم
اما ديدم در كنار بعضي برگها فقط يك جفت جاي پا است . نگاه كردم
همه سخت ترين روزهاي زندگي ام بودند . روزهايي همراه با تلخي ها
ترس ها، درد ها، بيچارگي ها ، تنهایی......
با ناراحتي به خدا گفتم: اول تو به من قول دادي كه هيچ گاه مرا تنها
نمي گذاري.هيچ وقت مرا به حال خود رها نمي كني و من با اين اعتماد
پذيرفتم كه زندگي كنم . چگونه ، چگونه در اين سخت ترين روزهاي زندگي....! توانستي مرا با رنج ها، مصيبت ها و دردمندي ها تنها رها كني؟ چگونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خداوند مهربانانه مرا نگاه كرد . لبخندي زد و گفت
:فرزندم! من به تو قول دادم كه همراهت خواهم بود. در شب و روز، در تلخي و شادي، درگرفتاري و خوشبختي
من به قول خود وفا كردم . هرگز تو را تنها نگذاشتمهرگز تو را رها نكردم
حتي براي لحظه اي
آن جاي پا كه در آن روزهاي سخت مي بيني، جاي پاي من است وقتی که تو را به دوش کشیده بوم
*خداااااا جونم دوست دارم*
تو لحظه هاي بي كسي سهم من از تو دوريه اگه صدام در نمياد دل تنيگو صبوريه

