تبليغاتX
سکوت پر حرف



آدمک آخر دنیاست بخند

آدمگ مرگ همینجاست بخند

*******

دست خطی که تورا عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

*******

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/12ساعت 16:31  توسط وحید  | 



 

براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست.

 لازم نيست آن را در قلبش فرو کني

يا گلويش را با آن بشکافي.

 پرهايش را بزن...

خاطره پريدن با او کاري مي کند

 که خودش را به اعماق دره ها پرت کند

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/12ساعت 16:29  توسط وحید  | 



لا لا.....لا لا

نخواب دنیا خسیسه

واسه کم آدمی خوب می نویسه

یکی لبهاش همیشه غرق خندست

یکی پلکاش تو خوابم خیس خیسه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/10ساعت 20:58  توسط وحید  | 



                                                      کاش..........                                          

کاش مي دانستي زندگي با همه ي وسعت خويش

محفل ساکت غم خوردن نيست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست

زندگي خوردن و خوابيدن نيست

*****

زندگي حس جاري شدن است

زندگي کوشش و راهي شدن است

از تماشاگر آغاز حيات

تا به جایی که خدا میداند

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/08ساعت 13:58  توسط وحید  | 



خوابيده بودم؛

در خواب كتاب گذشته ام را باز كردم و روزهاي سپري شده عمرم را برگ
به برگ مرور كردم . به هر روزي كه نگاه مي كردم ، در كنارش دو جفت

جاي پا بود.يكي مال من و يكي مال خدا. جلوتر مي رفتم و روزهاي

سپري شده ام را ميديدم. خاطرات خوب، خاطرات بد، زيباييها، لبخندها ،

شيريني ها، مصيبت ها، ........... همه و همه را مي ديدم

اما ديدم در كنار بعضي برگها فقط يك جفت جاي پا است . نگاه كردم
همه سخت ترين روزهاي زندگي ام بودند . روزهايي همراه با تلخي ها

ترس ها، درد ها، بيچارگي ها ، تنهایی......

با ناراحتي به خدا گفتم: اول تو به من قول دادي كه هيچ گاه مرا تنها

نمي گذاري.هيچ وقت مرا به حال خود رها نمي كني و من با اين اعتماد

پذيرفتم كه زندگي كنم . چگونه ، چگونه در اين سخت ترين روزهاي زندگي....! توانستي مرا با رنج ها، مصيبت ها و دردمندي ها تنها رها كني؟ چگونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداوند مهربانانه مرا نگاه كرد . لبخندي زد و گفت:

فرزندم! من به تو قول دادم كه همراهت خواهم بود. در شب و روز، در تلخي و شادي، درگرفتاري و خوشبختي من به قول خود وفا كردم . هرگز تو را تنها نگذاشتم

هرگز تو را رها نكردم

حتي براي لحظه اي

آن جاي پا كه در آن روزهاي سخت مي بيني، جاي پاي من است وقتی که تو را به دوش کشیده بوم

*خداااااا جونم دوست دارم*

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/08ساعت 13:34  توسط وحید  | 



تو لحظه هاي بي كسي سهم من از تو دوريه اگه صدام در نمياد دل تنيگو صبوريه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/08ساعت 13:5  توسط وحید  |