
از بس کوچه ها تنگ است
ودیواراش از سنگ است
********
دوتایی رد شدن از کوچه ها
انگار حکم قطعی مرگ است
********
در این اوضاع سرتا سر پریشانی
حضور عشق در دلها چه پررنگ است
********
بدون این حیاتی کیمیای عمر
حتی لحظه ای هم زندگی ننگ است
********
به دل هامان چه مربوط است
که این دیوار ها سنگ است
********
و یا جنس هوای کوچه ها
از کینه در تنگ است
********
در این دوران که تنها سردی لبخند
نمایان بر لب مرگ است
********
دوتایی مردن و بی هم نمردن
در نگاه یک دل دیوانه چون فردا قشنگ است

